يحيى دولت آبادى

427

حيات يحيى ( فارسى )

و دويست و شصت و هفت هجرى ( 1267 ) از جنايتهاى بزرگى است كه در دورهء سلطنت قجر در مملكت ما واقع شده است . نگارنده در هريك از اين دو موضوع رساله‌ئى نوشته در مجمع محصلين ايرانى در پاريس بطور كنفرانس خواندم و اولى در اسلامبول و دومى در مصر بطبع رسيد . پس از گرفتن نتيجه مطلوب از پيشنهاد جشن فردوسى متذكر شدم كه صد سال هم از شهادت قائم مقام ميگذرد و چون حق اين مرد بر معارف ما زياد است همان بهتر كه بمناسبت صدمين سال شهادت او اظهار قدردانى و حق‌شناسى از او شده باشد . در اينحال كتاب كهنه خطى به زبان روسى راجع بايران در اواسط قرن سيزدهم اسلامى بدستم افتاد كه صورت قائم مقام را در لباس سلام در آن كتاب نقاشى شده ديدم چون در زمان حيات خودش ساخته شده است مغتنم شمرده عكسى از آن گرفته ورقه پستى يكسو مزين به اين صورت و ديگر سو يادآورى صدمين سال شهادت او را نوشته عدهء زيادى طبع و نشر دادم و بوزارت معارف ايران و انجمن آثار ملى و انجمن ادبى تهران از بروكسل نوشتم از يادآورى صدمين سال مزبور غفلت ننمايند . از هرسه جا اظهار موافقت شد و قرار دادند در تير ماه يكهزار و سيصد و چهارده ( 1314 ) اين رسم را در سرتاسر مملكت بجاى بياورند ولى چه رويداد كه مسكوت عنه ماند بر من پوشيده است . ديگر از كارهاى پرهياهوئى كه اخيرا در ايران واقع شد قضيه نفت جنوب و امتياز كمپانى انگليسى معروف بكمپانى دارسى است . پيش از اين نوشته شده است يكى از تقاضاهاى دولت انگليس از دولت شاه پهلوى اين بود كه سى سال بر مدت اين امتياز افزوده شود امتيازيكه هنوز از مجلس ملى ما نگذشته و بر حسب قانون رسميت ندارد و البته سر تا پايش هم بر نفع صاحب امتياز و ضرر ايران است و در سالهاى اخير هم همه وقت دولت ايران با كمپانى در موضوع حق خود در كشمكش بوده است و بالاخره شاه پهلوى امتياز مزبور را لغو كرد با اين قيد كه نماينده كمپانى بتهران رفته با شرايط بهترى آن را تجديد نمايند انگليسيان به ظاهر صورت اعتراضى بجا آوردند در صورتى كه پيدا بود اساسى ندارد و به زودى نماينده كمپانى بتهران رفت